در شرایطی که اقتصاد ایران زیر فشار تورم مزمن، تحریم و بیثباتی انتظارات قرار دارد، صرف اصلاحات اقتصادی بدون تغییر در سیاست خارجی کارایی محدودی خواهد داشت.
منبع : اطلاع با ما
به گزارش عدل و اقتصاد ،در شرایطی که اقتصاد ایران زیر فشار تورم مزمن، تحریم و بیثباتی انتظارات قرار دارد، صرف اصلاحات اقتصادی بدون تغییر در سیاست خارجی کارایی محدودی خواهد داشت. تجربه سالهای اخیر نشان میدهد تا زمانی که تحریمها بهعنوان موتور تورم فعالاند و کشور در وضعیت «نه جنگ، نه صلح» باقی مانده، امید به آینده و سرمایهگذاری احیا نمیشود. از این منظر، بررسی جدی امکان مذاکره مستقیم و جامع با آمریکا میتواند بهعنوان گامی سیاسی، مسیر خروج اقتصاد از منطقه خطر را هموار کند.
تشدید اختلافنظرها در آستانه بحران
با عمیقتر شدن مشکلات اقتصادی و اجتماعی، اختلافنظرهای سیاسی درباره راه برونرفت از وضعیت کنونی نیز پررنگتر شده است. پرسش محوری این است که آیا میتوان بدون تصمیمهای بزرگ سیاسی، روند فرسایشی فعلی را متوقف کرد یا خیر.
اصلاحات اقتصادی؛ لازم اما ناکافی
در هفتههای اخیر، جمعی از اقتصاددانان بر اصلاح ساختار بودجه، حذف هزینههای غیرمولد، شفافیت منابع و مصارف و پرهیز از تحمیل فشار اصلاحات قیمتی بر اقشار آسیبپذیر تأکید کردهاند. این توصیهها ارزشمند است، اما مسئله اصلی آنجاست که اقتصاد ایران در خلأ سیاست خارجی تصمیمگیری نمیکند.
تحریم، تورم و فرسایش امید
تا زمانی که تحریمها بهعنوان یک ابزار تورمزا فعال هستند و فضای عمومی اقتصاد در تعلیق ناشی از وضعیت «نه جنگ، نه صلح» باقی مانده، سیاستهای اقتصادی بهتنهایی توان اثرگذاری پایدار ندارند. نبود افق روشن و احساس بیتصمیمی در سطح حکمرانی، مهمترین مانع فعالیت فعالان اقتصادی و سرمایهگذاران است.
سیاست خارجی؛ پیشنیاز عبور از منطقه خطر
در چنین فضایی، ایجاد یک تغییر معنادار در سیاست خارجی میتواند نقش ضربهگیر ایفا کرده و فرصت لازم برای پرداختن به چالشهای داخلی مانند ناکارآمدی مدیریتی و فساد ساختاری را فراهم کند. بدون این گشایش، اصلاحات داخلی نیز با مقاومت اجتماعی و هزینههای بالا مواجه خواهد شد.
واقعیت قدرت آمریکا در معادلات جهانی
واقعبینی اقتضا میکند که جایگاه آمریکا بهعنوان قدرت برتر اقتصادی و نظامی در محاسبات لحاظ شود. اقتصاد این کشور همچنان فاصله معناداری با اغلب رقبا دارد و نشانه روشنی از افول سریع آن در افق کوتاهمدت دیده نمیشود. همین واقعیت، وزن تصمیم درباره نوع مواجهه با آمریکا را سنگینتر میکند.
تغییر زمین بازی دیپلماسی
در گذشته، ایران میتوانست به مسیرهای غیرمستقیم، دیپلماسی پنهان یا سازوکارهای حقوقی بینالمللی تکیه کند. اما اکنون با شخصیسازی سیاست خارجی آمریکا و کمرنگ شدن نقش نهادهای رسمی دیپلماسی، مسیرهای سنتی عملاً کارایی خود را از دست دادهاند.
چرا مذاکره مستقیم باید آزموده شود؟
با توجه به احتمال تشدید فشارهای اقتصادی و تحریمی، آزمودن امکان مذاکره مستقیم و جامع با آمریکا میتواند یک انتخاب عقلانی برای کاهش ریسکهای اقتصادی و اجتماعی باشد. چنین اقدامی لزوماً به معنای توافق فوری نیست، اما میتواند فضای بلاتکلیفی را بشکند و انتظارات منفی را تعدیل کند.