به گزارش عدل و اقتصاد ،کمبود روغن خوراکی در فروشگاههای تهران، نشانهای از اختلال همزمان در سیاست ارزی و سازوکار توزیع است. بازار در وضعیتی معلق میان وعده تأمین با قیمتهای قبلی و انتظار برای عرضه با نرخهای جدید قرار گرفته؛ وضعیتی که بیش از هر چیز، مصرفکننده را در تنگنای انتخاب و خرید قرار داده است.
قفسههای خالی؛ نشانهای از یک اختلال پنهان
در روزهای اخیر، مراجعه به فروشگاهها و سوپرمارکتهای مناطق مرکزی تهران با یک پاسخ تکراری همراه است: «روغن نداریم». قفسههایی که تا همین چندی پیش مملو از انواع روغن مایع و سرخکردنی با برندهای مختلف بود، حالا یا خالی است یا تنها با چند محصول محدود و کمنامونشان پر شده است. این وضعیت، انتخاب مصرفکننده را به حداقل رسانده و خرید روغن را به تصمیمی اجباری یا کاملاً منتفی تبدیل کرده است.
روایت فروشندگان؛ عرضه متوقف شده است
فروشندگان خردهفروشیها میگویند در هفتههای اخیر، سهمیهای برای آنها در نظر گرفته نشده و شرکتهای پخش، عرضه را متوقف یا بسیار محدود کردهاند. به گفته آنها، مشکل نه در تقاضا، بلکه در نرسیدن کالا به ویترین فروشگاههاست؛ موضوعی که کمبود را از سطح انبارها به سطح بازار منتقل کرده است.
دو روایت از پشت صحنه بازار
فعالان توزیع روغن روایتهای متفاوتی از چرایی این وضعیت دارند. برخی میگویند تولیدکنندگان منتظر تأمین مواد اولیه هستند و وعده دادهاند پس از آن، روغن با قیمتهای قبلی وارد بازار خواهد شد؛ وعدهای که زمان تحقق آن نامشخص است.
در مقابل، روایت دیگری از توقف توزیع تا زمان اعمال قیمتهای جدید حکایت دارد؛ سناریویی که بر اساس آن، موجودی انبارها نگه داشته شده تا عرضه با نرخهای بالاتر انجام شود. این دوگانه، بازار روغن را در وضعیت تعلیق قرار داده است.
حذف ارز ترجیحی؛ نقطه تغییر بازی
چند روز پس از آشکار شدن کمبودها، خبر حذف ارز ترجیحی روغن منتشر شد و قیمتهای جدید بهتدریج خود را نشان داد. روغنهایی که پیشتر با قیمتهای حدود ۷۰ تا ۸۰ هزار تومان عرضه میشدند، اکنون با نرخهایی بیش از دو برابر به بازار بازگشتهاند. افزایشهای بیش از ۱۰۰ درصدی، این کالا را به یکی از نمادهای شوک قیمتی اخیر تبدیل کرده است.
فروش محدود با قیمت قدیم؛ مسکن موقت
در برخی فروشگاههای زنجیرهای، هنوز تعداد محدودی روغن با قیمتهای گذشته عرضه میشود؛ آن هم با محدودیت شدید در تعداد خرید. این وضعیت اگرچه در کوتاهمدت بخشی از تقاضا را پاسخ میدهد، اما نمیتواند جایگزین عرضه پایدار و فراگیر باشد و بیشتر به یک مسکن موقت شباهت دارد.
بازار روغن؛ مسئله فقط قیمت نیست
آنچه بازار روغن را ملتهب کرده، صرفاً افزایش قیمت نیست، بلکه بلاتکلیفی در عرضه است. وقتی مصرفکننده نمیداند کالا موجود خواهد بود یا نه، رفتار احتیاطی و حتی هجوم برای خرید شکل میگیرد؛ رفتاری که خود میتواند کمبود را تشدید کند. در چنین شرایطی، شفافیت در سیاستگذاری و اطلاعرسانی، بهاندازه خودِ تأمین کالا اهمیت دارد.
معیشت در برابر بلاتکلیفی
بازار روغن این روزها بیش از آنکه با کمبود مطلق مواجه باشد، درگیر بلاتکلیفی سیاستی است. توقف عرضه پیش از تثبیت قیمتهای جدید، فشار مضاعفی بر مصرفکننده وارد کرده و اعتماد بازار را کاهش داده است. تجربه نشان میدهد هرچه فاصله میان تصمیم سیاستی و اجرای شفاف آن بیشتر شود، هزینه نهایی آن مستقیم به سفره خانوار منتقل خواهد شد.