کد QR مطلبدریافت صفحه با کد QR

چرا غرب پیشرفت کرد و ما عقب ماندیم؟

الف , 13 ارديبهشت 1405 ساعت 9:14

هرچند به این سوال که چرا غرب پیشرفت کرد و جوامع مسلمان عقب ماندند، زیاد پاسخ داده شده ولی در این مطلب از زاویه‌ای دیگر به این پرسش پرداخته شده است.


 




امروزه با گذشت حدود ۲۰۰ سال از آشنایی ما ایرانیان با تمدن غرب مدرن ، هنوز عده ای به ویژه جوانان از علل پیشرفت غرب و از عوامل عقب ماندگی مسلمین و ایرانیان می پرسند. هر چند پاسخ های متعددی بدین سؤال کهنه و قدیمی داده شده ولی گویا هنوز شماری قابل توجه از جوانان قانع نشده اند.‌البته پرداختن کامل و کافی بدین سؤال پر رنج و ملال آور، مجالی وسیع می طلبد اما می کوشیم به یکی از علل آن به اختصار اشارتی نماییم .
نقادی و نقد پذیری را باید مهمترین عامل حرکت و جنبش و در واقع موتور پیش برنده تمدن غرب مدرن دانست. در واقع مدرنیته با نقد کردن توامان خود و دیگری بوده است که هر لحظه تازه به تازه و نو به نو می‌شود و به پیش می‌تازد. افسوس که ارزش نقادی و نقد پذیری در تمدن اسلامی _ ایرانی ما مغفول مانده است و چه بسا همین عدم عنایت به ارزش و اهمیت نقادی و نقد پذیری‌، چه از خود و چه از دیگری ، از موجبات فتور و فروپاشی تمدن اسلامی و ایرانی در قرون ماضی بوده باشد. ما در این جستار کوتاه، به ارزش نقادی و نقد پذیری در دل و دیده سنت دینی خود می‌پردازیم. (به دلایلی بعضی منابع را ذکر نکردیم، ولی با جستجویی مختصر در اینترنت، می‌توان منابع را یافت). ‌
باید توجه داشت که در نگاه اسلام و قرآن، جز ذات خداوند منان، باقی امور، جملگی و بی استثناء ، خطا پذیر و عیب دار هستند؛ این را بر اساس این آیه شریفه می گوییم: «لَا یسْأَلُ عَمَّا یفْعَلُ وَهُمْ یسْأَلُونَ. آیه ۲۳ سوره انبیاء. ترجمه مکارم شیرازی: هیچ کس نمی‌تواند بر کار او خرده بگیرد؛ ولی در کارهای آن‌ها، جای سؤال و ایراد است». این آیه به صراحت بیان می کند. در کار همگان جز خداوند منان ، جای ایراد و خطا هست و بنا بر اینکه همه افراد جز خدا ، خبط و خطا پذیرند بنابراین از ایشان می‌توان عیب و ایراد گرفت و ایشان را نقد کرد. در حدیث هست که رسول الله فرمودند: «انی مسوول و انکم مسوولون». ‌ باید توجه داشت که علاوه بر قرآن کریم و رسول الله، ائمه اطهار نیز بر ضرورت نقد کردن دیگری و نیز نقد کردن خود ، اذعان نموده‌اند. در احادیث ما صریحاً آمده است که: «حاسبوا قبل ان تحاسبوا: به حساب خودتان برسید پیش از آنکه به حسابتان برسند» و طبیعی است که این به حساب رسیدن یعنی خود انتقادی و ایراد خویش یابی و عیب خویشتن گرفتن؛ البته این «خود» می‌تواند خود بزرگتر یعنی «جامعه و تمدن خودمان» هم باشد و لذا ضرورت دارد به قول یکی از اندیشمندان ، فرهنگ «نقد درون گفتمانی» در جامعه ما نهادینه و فراگیر شود و منتقدان را با انگ و ننگ‌های گوناگون ؛ مثل : زشت نشان دادن و سیاه نمایی کردن به حاشیه نرانیم، چرا که ساکت کردن منتقدان در نهایت به ضرر همگان و البته بیش از همه حکومت گران و نیز آحاد جامعه و فرهنگ و علم و مردمان و همه و همه کسان می‌شود.
ما از نقد درون گفتمانی با تعبیر ” نقد در ساحت سایه اسم مسلط ” یاد می‌کنیم چرا که معتقدیم هر تمدن مظهر اسمی از اسمای خداست و سایه اسمی از اسمای خدا بر ساحت آن تمدن، تسلط دارد؛ تمدن غرب مظهر اسم جلالی و تمدن اسلام- ایران ما مظهر اسم جمالی خداست پس همانطور که غربیان به ” نقد در ساحت سایه اسم مسلط ” خود که همان اسم جلالی (یا اومانیسم) است، می‌پردازند ما نیز باید به ” نقد در ساحت سایه اسم مسلط ” خود که همان اسم جمالی (یا قرآن) است بپردازیم تا بتوانیم پیشرفت و تعالی یابیم. ‌ به هر روی امیر المومنین نیز از ویژگی‌های پارسایان خود انتقادی و بالاتر از آن ، متهم کردن خود ، می‌دانند و در نهج البلاغه، خطبه ۱۹۳، از ویژگی متقیان این را بر می شمرند که: «فهم لانفسهم متهمون» و همچنین امام جعفر صادق بی هیچ تکلف و تکبری می‌فرمایند: «احب اخوانی الی من اهدی الی عیوبی: یعنی دوست داشتنی برادران من آن است که عیب و ایرادم را به من هدیه دهد». و نیز امیر المومنین در نهج البلاغه خطبه ۲۱۶، می‌فرماید: «فلا تکفوا عن مقاله به‌حق او مشوره به عدل فانی لست فی نفسی به فوقان اخطی و لا آمن ذلک من فعلی الا ان یکفی الله من نفسی. یعنی: پس از گفتن حق یا مشورت در عدالت خودداری نکنید، زیرا خود را برتر از آن نمی‌دانم که اشتباه کنم و از آن ایمن باشم، مگر آنکه خداوند مرا حفظ فرماید». می‌بینیم که علی رغم سفارش اولیای دین، جامعه ما دینداران چقدر از فرهنگ نقد گری و نقد پذیری دور است.
شوربختانه در جامعه ما کسی که از نقصی سخن می گوید و پرده از عیبی بر می گیرد ، توگویی خود وی مسبب و موجب آن عیب و ایراد و نقص است و اگر زبان به کام می گرفت هیچگاه چنین نقصی به وجود نمی آمد. ‌در حالیکه چنین منتقد و عیب پیدا کنی سزاوار بسی قدردانی و سپاسگزاری است و حاکمان نیز اگر تدبیر و درایتی داشته باشند از اقدام چنین منتقدانی استقبال می کنند. چرا که به قول بزرگی: اعتراف و پذیرش ضعف بزرگترین قدرت است. در هر حال باز تاکید می‌کنیم در فرهنگ اسلامی به ضرورت و اهمیت نقد و نقادی کردن سفارش شده است چنانکه در حدیث داریم: «خذوا الحق من اهل الباطل و لا تاخذوا الباطل من اهل الحق و کونوا نقاد الکلام» معنای این حدیث و سفارش به نقاد بودن و نکته گیر بودن در همه امور، چه در سیاست و چه در جامعه و چه در علم و…، روشن است.
باید دانست که نقدگری و نقادی کردن اساساً صفت خداست و در واقع فرد نقاد و شخص منتقد به یک خُلق ربانی و صفت الهی مزین شده است؛ چرا که در حدیث قدسی است: «اخلص العمل فان الناقد بصیر بصیر» در واقع منتقد و نقاد اصلی خداست و ما نیز باید به خُلق خدا متخلق شویم که فرمود: «تخلقوا باخلاق الله». متاسفانه علی رغم سفارش و توصیه اولیای دین به ضرورت وجود تفکر نقادی و انتقاد گری، نقادی در جامعه و تمدن ما مهجور و متروک مانده و همواره در برابر آن مقاومت بوده است و همه ما خود را فراتر از نقد و عیب و ایراد گیری تلقی می‌کنیم و منتقدان خود را به بی انصافی متهم می‌کنیم و در عوض ، بجای پاسخگویی و نیز بجای عذرخواهی کردن، طلبکار و مدعی می‌شویم و گستاخانه می گوییم که: نقد شما سازنده نبود و نقد باید سازنده باشد! متاسفانه در ذهن و زبان ما واضح نیست که این سازندگی نقد را چه کسی باید تشخیص دهد؟! کسی که نقد کرده؟! یا کسی که نقد شده؟! یا عقل جمعی و وجدان جمعی؟! البته هر که باشد فرق نمی‌کند و باید دانست که به قول اندیشمندی : نقد اساساً و در ذات خود سازنده است و نقد هر چقدر مخرب‌تر و ویرانگرتر باشد، امکان سازندگی و آبادگری بعدیش مهیاتر می‌شود .
به تعبیر ما نقد باید ایجاد نما باشد چرا که ایجاد نمایی لازمه پیشرفت و سعادت و ترقی و تعالی است. توضیح بیشتر آنکه مهمترین نیرو در جان آدمی " اراده ایجاد نمایی " است . در واقع آدمی ذاتا میل و اراده ایجاد نمایی کردن دارد . دقت کنید اگر ما ایجاد نمایی ( د را ساکن بخوانید ) کنیم در آن نیاز به تولید مفاهیم و معانی جدید داریم که خود این لاجرم به حذف موجودات گذشته منجر می شود چون جا برای هر دو نیست .‌ و اگر ایجاد نمایی ( د را مکسور بخوانید ) ایجاد نمایی تازه بدون پرده بر انداختن از نمای قدیمی ممکن نیست . ‌ در این جا ممکن است کسی بگوید: درست است که در فرهنگ دینی ما به نقد گری و نقص گیری سفارش شده است ولی در عین حال به سر پوشی و مخفی کردن عیوب دیگران نیز توصیه شده است؛ این دو را چگونه باید جمع کرد؟ در جواب باید گفت سر پوشی و پوشاندن عیوب خلق در جایی است که آن عیب و ایراد از حق الله باشد و در واقع از عیوب و گناهانی باشد که به خود فرد و خدایش مربوط است. در حالیکه در حق الناس و حق الغیر، وظیفه ما همان انتقاد و نقص گیری و ایراد یابی است. ‌
به هر صورت شایسته است باز تاکید کنیم که نهادینه و فراگیر شدن فرهنگ نقدگری و نقص گیری ؛ و برطرف کردن موانع آن و این مساله مهم که هیچ کس بی هیچ استثنائی، خویش را فراتر از نقد و نقص و عیب و ایراد و خبط و خطا نداند از ضروریات رشد و پیشرفت و ترقی بلاد اسلامی و حرکت به سوی تکامل و تعالی تمدن اسلامی است. البته منظور از نقد صرفاً نقد سیاسی نیست بلکه نقد علمی نیز باید نهادینه شود.


کد مطلب: 5636

آدرس مطلب :
https://www.adloeghtesad.ir/news/5636/چرا-غرب-پیشرفت-عقب-ماندیم

عدل و اقتصاد
  https://www.adloeghtesad.ir