میانگین حقوق ماهانه در ایران حدود ۱۷ میلیون تومان است، اما خط فقر نسبی فراتر از ۵۵ میلیون قرار دارد. این شکاف بزرگ نشان میدهد که بخش بزرگی از جامعه عملاً توان اداره حداقلهای زندگی را از دست داده است.
منبع : اطلاع با ما
به گزارش عدل و اقتصاد ،میانگین حقوق ماهانه در ایران حدود ۱۷ میلیون تومان است، اما خط فقر نسبی فراتر از ۵۵ میلیون قرار دارد. این شکاف بزرگ نشان میدهد که بخش بزرگی از جامعه عملاً توان اداره حداقلهای زندگی را از دست داده است. همزمان، کسری بودجه سنگین دولت و نبود اصلاحات مالیاتی، تورم را تشدید کرده و فشار بیشتری بر حقوقبگیران وارد میکند.
فاصله ۱۷ تا ۵۵ میلیون؛ چرا حقوق بگیران زیر بار تورم خرد میشوند؟
**فاصله عمیق میان درآمد و هزینه زندگی**
وقتی میانگین حقوق در کشور حدود ۱۷ میلیون تومان است اما خط فقر به بالای ۵۵ میلیون رسیده، چهره واقعی بحران معیشت آشکار میشود. این اختلاف ژرف نشان میدهد بسیاری از خانوادهها حتی برای پوشش هزینههای پایه مانند خوراک، اجاره، درمان و آموزش، با کمبود جدی منابع روبهرو هستند. این وضعیت فقط یک آمار سرد نیست، بلکه آینهای از فشار روزمره بر زندگی مردم است.
**چرا حقوقبگیران بیشترین فشار تورم را تحمل میکنند؟**
در اقتصادی که تورم مزمن دارد، درآمد ثابت عملاً آب میشود. حقوقبگیران برخلاف صاحبان دارایی یا کسبوکار، امکان جبران افزایش قیمتها را ندارند. نتیجه این است که هر ماه فاصله دستمزد و هزینه زندگی بیشتر میشود و گروههای حقوقبگیر در برابر موجهای پیدرپی افزایش قیمتها بیدفاع میمانند.
به گفته مهدی پازوکی، یکی از ریشههای اصلی تورم امروز، کسری بودجه سنگین دولت است. وقتی درآمدها پاسخگوی هزینهها نیست، دولت ناگزیر به خلق پول و استقراض پنهان میشود. این اقدام مثل ریختن بنزین روی شعله تورم است. هر واحد پولی که بدون پشتوانه به اقتصاد تزریق میشود، قدرت خرید مردم را کمتر میکند و شکاف درآمد و هزینه را بزرگتر.
**اصلاح نظام مالیاتی؛ حلقه گمشده مهار تورم**
در چنین شرایطی، راهکار پایدار تنها در اصلاح نظام مالیاتی و اجتماعی قرار دارد. بدون گرفتن مالیات از بخشهایی که امروز درآمد بالا دارند اما سهم کمی در پرداخت مالیات میدهند، فشار بر حقوقبگیران بیشتر میشود. نظام مالیاتی کارآمد باید از درآمدهای بادآورده، املاک لوکس، فعالیتهای غیرمولد و فرارهای گسترده مالیاتی مالیات بگیرد تا بار اقتصاد از دوش حقوقبگیران برداشته شود.
**نیاز فوری به یک چتر حمایتی واقعی**
وقتی خط فقر ۵۵ میلیون است، افزایشهای معمول در حقوق سالانه نمیتواند فاصله درآمد و هزینه را پر کند. اقتصاد ایران به یک نقشه حمایتی جدید نیاز دارد؛ نقشهای که دستمزد واقعی را ترمیم کند، تورم را مهار کند و سازوکاری ایجاد کند که درآمدها همراه با هزینهها حرکت کند.