افزایش شدید قیمت لبنیات در سال جاری، فراتر از یک نوسان قیمتی معمول، به نشانهای روشن از نابرابری تورم و دستمزد تبدیل شده است.
منبع : اطلاع با ما
به گزارش عدل و اقتصاد ،افزایش شدید قیمت لبنیات در سال جاری، فراتر از یک نوسان قیمتی معمول، به نشانهای روشن از نابرابری تورم و دستمزد تبدیل شده است. هرچند حداقل حقوق کارگران رشد کرده، اما شتاب تورم مواد غذایی بهویژه لبنیات، عملاً این افزایش را بیاثر کرده و حذف تدریجی اقلام ضروری را از سبد خانوارهای کمدرآمد رقم زده است؛ روندی که پیامدهای اقتصادی، اجتماعی و سلامتمحور گستردهای در پی دارد.
لبنیات؛ شاخص پنهان فشار معیشتی
تحولات اخیر بازار لبنیات را نمیتوان صرفاً به تغییر قیمتها تقلیل داد. این بازار امروز به یکی از دقیقترین شاخصهای شکاف میان درآمد و هزینه خانوارهای کارگری بدل شده است. جهش قیمت در این گروه کالایی، نشان میدهد که افزایش اسمی دستمزدها توان همپایی با تورم واقعی خوراکیها را ندارد و قدرت خرید خانوارهای کمدرآمد بهطور ملموس کاهش یافته است.
لبنیات که همواره در زمره اقلام پایه سبد غذایی بوده، بهتدریج جایگاه خود را در مصرف روزمره از دست میدهد؛ نه به دلیل تغییر الگوی تغذیه، بلکه بهواسطه محدودیتهای اقتصادی.
تورم نامتوازن؛ فشار اصلی بر دهکهای پایین
تورم، تجربهای یکسان برای همه اقشار نیست. خانوارهایی که بخش بزرگی از درآمدشان صرف خوراک میشود، بیشترین آسیب را از افزایش قیمت مواد غذایی میبینند. در چنین شرایطی، حتی رشد حقوق اسمی نیز نمیتواند افت قدرت خرید را جبران کند.
افزایش همزمان قیمت نان، لبنیات، میوه و سایر اقلام ضروری، ساختار هزینهای دهکهای پایین را بهشدت تحت فشار قرار داده و آنها را ناچار به حذف یا کاهش مصرف کالاهای مغذی کرده است؛ تغییری که آثار آن فراتر از اقتصاد و به حوزه سلامت نیز سرایت میکند.
بازار متلاطم؛ بیثباتی بهعنوان یک متغیر جدید
یکی از ویژگیهای نگرانکننده وضعیت کنونی، از بین رفتن پیشبینیپذیری بازار است. تغییرات پیدرپی قیمتها در بازههای زمانی کوتاه، برنامهریزی اقتصادی خانوار را مختل کرده و نااطمینانی را افزایش داده است.
این بیثباتی، نهتنها رفتار مصرفکننده را تغییر میدهد، بلکه خود به تشدید انتظارات تورمی دامن میزند. در چنین فضایی، افزایش قیمت به یک روند خودتقویتکننده تبدیل میشود.
حذف تدریجی لبنیات؛ پیامدهای فراتر از سفره
لبنیات بخش مهمی از نیازهای تغذیهای جامعه را تامین میکند. کاهش مصرف این گروه کالایی، بهویژه در میان کودکان، سالمندان و زنان، تبعات بلندمدتی برای سلامت عمومی در پی دارد.
پیش از این نیز سطح مصرف لبنیات در کشور پایینتر از استانداردهای جهانی بود، اما افزایش اخیر قیمتها این فاصله را تشدید کرده است. برای بسیاری از خانوارهای کمدرآمد، لبنیات اکنون از یک کالای روزمره به یک انتخاب محدود و هزینهبر تبدیل شده است.
ناامنی غذایی؛ نتیجه زنجیرهای از سیاستهای ناقص
گرانی لبنیات تنها محصول یک عامل نیست. اختلال در زنجیره تولید، نوسانات ارزی، افزایش هزینه نهادهها و ضعف در سیاستهای حمایتی، مجموعهای از عوامل هستند که این وضعیت را شکل دادهاند.
وقتی سیاستهای حمایتی در مسیر عرضه بهطور کامل به مصرفکننده منتقل نمیشود، فشار نهایی مستقیماً بر دوش خانوار قرار میگیرد. کاهش مصرف لبنیات نیز در کنار افت مصرف سایر پروتئینها، نشانهای از تعمیق ناامنی غذایی است.
هزینه پنهان تورم غذایی؛ فرسایش سرمایه انسانی
تبعات گرانی لبنیات، محدود به امروز نیست. کاهش کیفیت تغذیه، در بلندمدت به افزایش هزینههای درمان، افت بهرهوری نیروی کار و تشدید نابرابریهای اجتماعی منجر خواهد شد.
اقتصادی که در آن تامین نیازهای اولیه غذایی به چالش تبدیل شود، ناگزیر در سایر حوزهها نیز با اختلال مواجه خواهد شد؛ از آموزش و سلامت گرفته تا تصمیمات حیاتی خانوارها.
جمعبندی؛ مهار تورم، پیشنیاز حمایت از کارگران
شکاف فزاینده میان رشد قیمت کالاهای اساسی و افزایش دستمزدها نشان میدهد که بدون کنترل تورم خوراکیها، سیاستهای جبرانی اثربخشی لازم را نخواهند داشت. افزایش حقوق، زمانی معنا پیدا میکند که قدرت خرید واقعی حفظ شود؛ در غیر این صورت، تنها یک راهحل کوتاهمدت برای مسالهای ساختاری خواهد بود.